انتشار «منظومه شمسی»؛ نمایشنامهای برای کودکان به قلم دکتر بابک دهقانی»
آگوست 15, 2026کشف ناگفتههای وزن در موسیقی ایرانی با نگاهی تازه به تنبک
سپتامبر 3, 2026«ریتمی که با موج به ساحل رسید»
ارسال شده در تاریخ :1405/06/02
گفتگوی اختصاصی خبرنگار پایگاه خبری جستارنامه هنر با محمد شهدوستی؛ نویسنده مقاله تأثیر مهاجرتهای دریایی بر ریتمشناسی موسیقی حاشیۀ خلیجفارس
«ریتمی که با موج به ساحل رسید»
گفتگوی اختصاصی خبرنگار پایگاه خبری جستارنامه هنر با محمد شهدوستی؛ نویسنده مقاله تأثیر مهاجرتهای دریایی بر ریتمشناسی موسیقی حاشیۀ خلیجفارس
خبرنگار جستارنامه هنر: آقای شهدوستی، با سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. در جدیدترین مقالهتان که با عنوان «تأثیر مهاجرتهای دریایی بر ریتمشناسی موسیقی حاشیۀ خلیجفارس» منتشر شده، سراغ موضوعی رفتهاید که کمتر به آن پرداخته شده. چه شد که این مسیر پژوهشی را انتخاب کردید؟
محمد شهدوستی: از شما متشکرم. همیشه وقتی به موسیقی بندرها گوش میدهم، حس میکنم چیزی فراتر از یک ملودی ساده در آن نهفته است. برای من، این موسیقی مثل یک دفترچه خاطرات صوتی است که نسلبهنسل جا مانده. به خصوص در منطقه خلیجفارس، ما با فرهنگ دریانوردی و رفتآمدهای فراوانی روبرو هستیم که از قدیمالایام، هم از سوی آفریقا و هم از سوی هند و حتی کشورهای عربی حاشیه این آبها وجود داشته. این سؤال برایم پیش آمد که آیا این آمدوشدهای انسانی فقط کالا و فرهنگ مبادله کرده، یا اینکه حتی در ضربهایی که مینوازیم هم اثر گذاشته؟ نتیجه پژوهش نشان داد که تأثیر عمیق و جالبتری از چیزی بوده که تصور میکردم.
خبرنگار: خیلی جالب است. اگر بخواهید برای مخاطب عام توضیح دهید، این تأثیر چگونه خودش را در موسیقی نشان میدهد؟ مثلاً وقتی یک فرد عادی به یک قطعه بندری گوش میدهد، چه تفاوتی را باید حس کند؟
محمد شهدوستی: اجازه دهید مثالی ساده بزنم. موسیقی خشکیپایه معمولاً ریتمهای منظم و چهارضربی دارد که قابل پیشبینی است. اما در موسیقی بندری جنوب، شما یک حالت «نوسانی» و بعضاً نامنظم را تجربه میکنید. این دقیقاً همان چیزی است که از دل دریا و قایقرانی بیرون آمده. ملوانانی که با امواج دستوپنجه نرم میکردند، در کارهای روزمرهشان مانند پارو زدن یا بالا کشیدن بادبان، یک ضربآهنگ طبیعی شکل میگرفت. وقتی این ملوانان با فرهنگهای دیگر برخورد میکردند، کمکم ریتمهای تازهای وارد موسیقی محلی شد. به عبارت سادهتر، شما در این موسیقی، صدای تقلا کردن با دریا را میشنوید؛ نه یک ضرب ماشینی و یکنواخت.
خبرنگار: پس میتوان گفت مهاجرتها یک نقش دوگانه داشتهاند؟ هم ریتمهای جدید آوردهاند و هم به این ریتمها هویت دادهاند؟
محمد شهدوستی: دقیقاً! مهاجرت تنها یک جابهجایی فیزیکی نیست؛ بلکه یک انتقال فرهنگی است. وقتی گروهی از مهاجران از سواحل آفریقا یا شبهقاره هند به سواحل ایران میآمدند، سازها و سبکهای ضربزنی خودشان را همراه میآوردند. اما آنچه اهمیت دارد این است که این عناصر خارجی کپیکاری نشدند؛ بلکه با شرایط محلی، با شعرهای فارسی و با حالوهوای خاص مردم جنوب درآمیختند و یک چیز تازه ساختند. این یعنی موسیقی ما یک موجود زنده است که با هر موج مهاجرتی، تکامل پیدا کرده. جالب اینکه این روند هنوز هم ادامه دارد و حتی مهاجرتهای امروزی، هرچند با شکل و شمایل متفاوت، دارند لایههای تازهای به این ریتمشناسی قدیمی اضافه میکنند.
خبرنگار: با این حساب، آیا میتوان گفت هویت موسیقی جنوب وابسته به همین جابهجاییهاست و اگر مهاجرتی نبود، این موسیقی شکل دیگری داشت؟
محمد شهدوستی: بله، و این شاید مهمترین یافته پژوهش باشد. اگر نگاه کنید، موسیقی جنوب آن غنای خاص خود را مدیون همین تقاطعهای فرهنگی است. در حقیقت، ریتم این منطقه بدون مهاجرتهای دریایی، بسیار خشکتر و یکنواختتر میبود. اما چون این مسیر همیشه باز بوده، موسیقی نیز پویا مانده. من در مقاله تأکید کردهام که این ریتمها فقط برای شنیدن و رقصیدن نیستند؛ بلکه روایتگر سختیها، امیدها، دلتنگیها و شادیهای مردمی هستند که زیستنشان با سفر گره خورده. پس هر چه قدر این رفتآمدها بیشتر باشد، داستانهایی که موسیقی تعریف میکند، پربارتر میشود.
خبرنگار: خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید و این نگاه تازه نسبت به موسیقی جنوب. اگر نکته پایانی دارید، بفرمایید.
محمد شهدوستی: سپاسگزارم. تنها نکتهای که دوست دارم تأکید کنم این است که دفعه بعد که به موسیقی بندری گوش دادید، به ضربها دقت کنید. سعی کنید تصور کنید که آن ریتم، شاید صدای برخورد پارو با آب یا وزش باد در بادبان است. اینگونه لذت درک موسیقی چند برابر میشود؛ چون متوجه میشوید که پشت هر ضرب، یک سفر و یک مهاجرت طولانی وجود داشته است.